ماه شب ها تارم عباس
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن44
بازدید15K
ماه شبهای تارم عباس همه دار و ندارم عباس فدای قدّ و بالات مادر کن نظر حال زارم عباس لحظهی آخرم ببین که مضطرم بیا بالا سرم منم یه مادرم، ببین که مضطرم بیا بالا سرم *** این دَمِ آخری با یاد روضهی علقمه گریونم تو رو نذر حسینم کردم از غم کربلا دلخونم بمیره مادرت چی اومده سرت بریده شد پَرِت ای صاحب عَلم، آبآور ِحرم دست تو شد قلم *** شنیدم نا امیدت کردن مَشکتو تا زدن نا مردا پسرم از رو مرکب با سر افتادی غرقِ خون رو خاکا پناه خیمهها تو بغض و کینهها شد بدنت جدا جدا یَلِ اُمّ بنین، عمود آهنین تو رو زدن زمین *** شنیدم که کنار جسمت به غم و غربتت خندیدن نانَجیبا غروب اون روز خیمهها رو همه دزدیدن شده دلم کباب بده بهم جواب شرمندم از رباب رحمی نکردن و علیشو کشتنو شرمندم از رباب ***