نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقای من سلام به قربان ماتمت از راه آمده ماه مُحرمت پیچیده عطر سیب دارد نسیم میوزد از سوی پرچمت یک روز عاقبت، میمیرم از غمت یک سال آزگار نشستم به انتظار تا دست روزگار با لطف تو رساند پای مرا به روضهی تو ای بزرگوار فرقی نمیکند هر کس به هر امید، در خیمه عطر سیب با یک سلام بر تو و یک لعن بر یزید هرچند پر گناه، هر چند رو سیاه در پیش فاطمه به خدا هست رو سپید (حَیَّ العَزا، حَیَّ علَی البُکاء فی ماتَم الحُسین، مظلوم کربلا) ۳ از ازل فاطمه مادرم بوده پسرش مونس و همدمم بوده اگرم پسر نگه، میگه این غلام اکبرم بوده اولین خیمهای که برات زدم با چادر نماز مادرم بوده بعد مرگم میدونم همه میگن یا حسین جملهی آخرم بوده **** بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد