نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه بوسهی ساده به تربتت مثلِ پوسه به دستاته تربت برا این شده تربت که خاکِ پاهاته هر سجدهی نماز من به مُهر تربتِت یعنی به پات میاوفتم هر روز تا نگام کنی بعدِ نماز سلام میدم به کربلا شاید فکری به حالِ همهی دلتنگیهام کنی (عبادتَم حسین سعادتَم حسین ارادتَم حسین قیامَتَم حسین)۲ کامِ من و وا کرد مادر بزرگم با تربت اعلی و تموم این سالها میدیدم که چشم بابام و مادر من بهم میگه که راضیام ازت اینکه حسینی شدم و حسین حسین میگم خیلی آدم تو زندگیم دیدم و فهمیدم خدا میخواست خِیرِ من و که نوکرت شدم رزقِ منه حسین عشقِ منه حسین مینویسم حسین مشقِ منه حسین عبادتَم حسین سعادتَم حسین ارادتَم حسین قیامتَم حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد