نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حرَمِتو دیدم تُو خواب دوباره چِشام شد پُرآب جان آقام، جان آقام چیزی نمیخوام از خدا غیر دیدنِ کربلا جان آقام، جان آقام بدون تو چیکار کنم حرَم نَیام کجا برم؟! هر جوری که شما بگین بَرا غلامی حاضرم حسین غریبِ فاطمه... ***** روزا بیتو بد میگذره اسم ما رو یادت نره کربلا، کربلا آهِ سینهسوزم شده فکرِ شب و روزم شده کربلا، کربلا شبای جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه آیَد به دشت کربلا دارد به لب این زمزمه حسین غریب مادره... ***** (با یک نفَس تمامِ جهنّم شود بهشت گویند اگر جهنّمیان یکصدا حسین)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد