
قتلگه دریای خون شد شمر از مقتل برون شد هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد قتلگه دریای خون شد شمر از مقتل برون شد این کشتهی فتاده به هامون، حسین توست این صید دست و پا زده در خون، حسین توست