
به این طریق خدایی کسی کجا بکند؟ که ما خطا بنمائیم و او عطا بکند نه بندگی، نه رفاقت، نه عاشقی کردی برای کار نکرده، چه لطفها بکند (در انتظار گدا نیست، تا که در بزند به هر کجا که گدا هست سفره وا بکند چه فرق میکند آن کس که معرفت دارد علی علی بکند یا خدا خدا بکند)۲ ای خدا هر آن کسی که بدون علی صدات کند اگر ز چاله درآید به چاه میافتد ... پسرم گفت: علی و پدرم گفت: علی مادرم یکسره از پشت سرم گفت: علی حکم کامل شدنم بود که یک نیمهی من گفت: یا فاطمه، نیم دگرم گفت، علی یا علی گشت عصای پسرم طوری که وقت برخاستن از جا پدرم گفت: علی نفس را از سر تهدید به راه آوردم دید از جان خودم میگذرم گفت: علی شد کریم دو جهان بین خدایان کرَم حسن از بس که به هنگام کرم گفت: علی میتوانست که صرف خط و ابرو بشود (ای بنازم به خودم چون هنرم گفت: علی)۲ مانده بودم چه کسی را به نجف سُجده کنم که خداوند خود از سمتِ حرم گفت: علی مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی ... ( (نشستهام)۳ رمضان را کنار خوان رقیّه)۲ منم گدای همین لطف بیکران رقیّه به خاک چادر زینب قسم که در صف محشر تمام گریه کنانَند در امانِ رقیّه ... ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا، گرسنه خوابیدم ... گشنه بودم ولی سیر کتک خوردم ... در غم دوری از پدر اشکش روز و شب دانه دانه میآمد تا که از کاروان عقب میماند زجر با تازیانه میآمد ... پهلویش بعدضربههای لگد مثل آئینهایترکبرداشت صورتش شد کبود با سیلی، که شباهت به روی مادر داشت وجه تشبیه با پدر هم داشت گیسوی سوخته، لبِ پاره... .... نازم و هی میکشیدی یادته؟ نازم و هی میخریدی یادته؟ بگو رنگت چرا انقدر کبوده؟ بگو کاکُلت توو دست کی بوده؟ موی سالم به سر نداری که موی منم مثل موی تو سوخته .... از همان عصری که دیدم خیمهها آتش گرفت با همه قهرم ولیکن با عمویم بیشتر عمّه میداند ولی من نمیدانم چرا درد دارد زخم گوشم از گلویم بیشتر