
اینجا شروع و خاتمه در موج گریههاست شک و یقین ما همه در موج گریههاست شور و نوا و زمزمه در موج گریههاست حتی نگاه فاطمه در موج گریههاست تا روضه خوان حضرت سلطان رقیه است از نسل فاطمیه و صاحب مدارج است در آسمان چو سکهی خورشید رایج است چون دستگیر عالم و باب الحوائج است از مرزهای سیر خیالات خارج است پس سایهای ز خالق رحمان رقیه است تا اشکهای آینه میشد گلاب ساز شد اشکهای روشن او انقلاب ساز یک یا حسین او شده روز حساب ساز شد دستهای کوچکش عالیجناب ساز میزان ضعف و قوت ایمان رقیه است هر قدر او صورت ماهش غبار دار بود آنقدر به پیش خدا اعتبار دار شد در سفارت حرم شاه کاردار فرزند حیدر است و شده اختیار دار در روز حشر معرکه گردان رقیه است موسای کربلاست حسین و عصاست او در امتداد سایهی خیرالِساست او مُهر قبولی سفر کربلاست او پیغمبر سه سالهی کرب و بلاست او اسلام اگر حسین مسلمان رقیه است یک غنچه بین قافله پَرپَر شد عاقبت آیینهی سه سالهی مادر شد عاقبت مانند زینب عشق مصور شد عاقبت آنقدر گریه کرد که کوثر شد عاقبت تندیس سوره سورهی قرآن رقیه است شبنم فروش گریهی پاکش نسیمها چشم انتظار دست کریمش کریمها امیدوار رحم وسیعش رجیمها ما را برای روضه خرید از قدیمها در راه عشق سلسله جُنبان رقیه است تا روضههای سخت تو را باز میکنند در هر نفس دومرتبه اعجاز میکنند با نام تو ملائکه پرواز میکنند شاهان عالم از چه به خود ناز میکنند مسند نشین تخت سلیمان رقیه است