
بهشت گم شده در لابهلای گیسویت خمیده قد فلک چون هلال ابرویت ستاره ریخته در زیر پای تو چون ریگ که ماه سجده نموده مقابل رویت قسم به کوثر و عصر و به نصر بیبی جان نیرزد عالم هستی به تاری از مویت به روز خلقت عالم خدای بی همتا نوشته قبلهی حاجات بر النگویت به روی تخت سلیمان جلوس فرمودی که هست حضرت ایشان گدایی از کویت چه هست در پس پرده که نام زیبایت به جذبههای پیاپی مرا کِشد سویت و ما که تا رگ و ریشه به عشق مدیونیم غلام حضرت بانو رقیه خاتونیم شکسته باد دهانی که از تو دم نزند و کور هر که ندیده است قد دلجویت