
تا روضههای سخت تو را باز میکنند در هر نفس دومرتبه اعجاز میکنند بیبی با نام تو ملائکه پرواز میکنند شاهان عالم از چه به خود ناز میکنند مسند نشین تخت سلیمان رقیه است از نسل فاطمیه و صاحب مدارج است در آسمان چو سکهی خورشید رایج است چون دستگیر عالم و باب الحوائج است از مرزهای سیر خیالات خارج است پس سایه ای زِ خالق رحمان رقیه است موسای کربلاست حسین و عصاست او در امتداد سایه ی خیرالنساست او مُهر قبولی سفر کربلاست او پیغمبر سه سالهی کرب و بلاست او اسلام اگر حسین مسلمان رقیه است شبنم فروش گریه ی پاکش نسیمها چشم انتظار دست کریمش کریمها امیدوار رحم وسیعش رحیمها ما را برای روضه خرید از قدیمها تندیس سوره سورهی قرآن رقیه است از نیزهها نگاه تو هرگز جدا نشد لبهای زخمی تو که به شِکوه وا نشد جز با دوای بوسه ی بابا دوا نشد مثل تو هیچ کودکی اُم البکاء نشد آری دلیل بارش باران رقیه است