نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشای خیس یه مادری که شبیه ابر بارونِ(۲) با یک نگاهی که ناامیدِ میونِ قلبِ میدونِ میگه پاشید ای گلهای من! برید به پیش برادرم ولی بمونِ به یادتون قسم بدینِش به مادرم منم از توی خیمهها برید دعاتون میکنم(۲)دلم دنبالتون میاد گرچه نگاتون میکنم(۲) حسین! ای شاه تشنه لب.... حسین! ای غریب مادر.... میگه برادر به کودکانم اگه ندی اذن میدون بدون که اینجا از رو خجالت دل منو کردی پر خون برا فدایی شدن ببین دلی نمونده تو سینهشون خودم با دستام، تو خیمهها کفن پوشوندم به جسمشون به اذن و رخصتت ببین مونده چشای خواهرت(۲) بیا و آبرو بخر تو رو به جون مادرت(۲) حسین! ای شاه تشنه لب.... حسین! غریب مادر.... میخوام بدونید عزیزای من! تا که شدید اونجا پرپر(۲) این انتظارو نداشته باشید که بیاد از خیمه مادر(۲) آخه میدونم تَوانشوگرفته شرم از نگاه من! پر از غم یک خجالتِ برادر بیپناهِ من! اگه رفتید تو آسمون کبوترای بیپرم(۲) بدید از روی نیزهها سلامم و به مادر حسین! ای شاه تشنه لب.... حسین! غریب مادر....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد