نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برو ماه علی، پناهگاه علی با دستای بی رمقت، نگیر راه علی چادر تو کوچه پُرِ (خاک می کنه2) پشت سرت زنیب، خونا رو از رو زمین (پاک می کنه2) جون حسن برگرد، اینا (رحم ندارن2) حتی از اشکای، چشای بچه هامون (شرم ندارن2) منو تو موندیم زهرا جان، با این همه دشمن اگه بری پرپر می شی، جلوی چشای من غریبونه به تو، پناهنده شدم برای من گریه نکن، که شرمنده شدم معجر نیم سوخته، منو (می سوزونه2) حیرت دستام، که تو رو دنبال من (می کشونه2) هیچ کی پریشون نیست، واسه (غربت من2) جون علی برگرد، تا نگیرن همه ی (حرمت من2) با دود آتیش آهت، شد آسمون تیره زندگی من باور کن، علی داره می میره منو تو موندیم زهرا جان، با این همه دشمن اگه بری پرپر می شی، جلوی چشای من دیگه ناله ی تو، می مونه بی جواب به روی دستای علی، ببین رد طناب روی زمین ریخته خون (پهلوی تو2) دیده علی زخم، غلاف شمشیر و رو (بازوی تو2) دیگه بسه زهرا، پاشو (از رو زمین2) سمت خونه برگرد، دیگه تو کوچه روی (خاکا نشین2) ایناکه دستای من رو، توی کوچه می بندن تا اشکامونو می بینن، به من و تو می خندن منو تو موندیم زهرا جان، با این همه دشمن اگه بری پرپر می شی، جلوی چشای من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد