پدرش شیر خدا ابوالعجائب مادرش کوثر و نور و نجم و ثاقب یه دونه پدربزرگشِ پیمبر یه دونه پدربزرگش ابوطالب نسب اندر نسبت نور زینب حافظ سوره ی مسطور زینب چشم شیعه به ضریح ات بانو چشم بد از حَرمت دور زینب همهی کربلا قدمِ زینبه به خدا که صحیفه یک کلمه زینبه توی دست حسین عَلم زینبه علی اکبر مراقب حرم زینبه اُسکُتُوا گفت و کسی دم نزد از ترس هنوز هم هنوزِ شام و کوفه گیجه یه مادربزرگش از بنت اسد بود یه دونه مادربزرگش هم خدیجه نوراللهِ تعالی زینب شدی کعبةالرزایا زینب حرم ات اگه سپر خواست خانم تو فقط اذن بده یا زینب توی خونهام فقط شریان زینبه تو نجف حیدر و تو سوریه جان زینبه بیا این سینه رو بِشِکاف و ببین اگه قلبم حسینِ پس ضربان زینبه
همه کربلا قدم زینبه
عالی