
احیاگر کلام الله، یا قِدّیسه سلام الله جاریه یا بِنت الحیدر، تو رگ های ثارالله تو نبودی کاخ کفر ویران نبود بر تن اسلامِ احمد جان نبود جلوه کردی با لِسانِ حیدری تو نبودی ردی از قرآن نبود قرآنم زینبه به دلم ضربانم زینبه اگه به فاطمه مادر میگم سیدم عمهجانم زینبه تندیس عفتی زینب، اسوهی غیرتی زینب روح ایمان و تقوایی، جانم یا عمتی زینب عصمة اللهی و معنای حیا لعنت یزدان بر اَعدای شما کی شود دریا به پوز سگ نجس که نیاید هرگز همتای شما بیهمتا زینبه، به عَلیَ المُثَنّی زینبه تو شلوغیِ محشر نقش بر پیشونیبندِ من یا زینبه قَتّالُ العَرَب علی عِینُ اللهِ ناظِرِه عزرائیل همیشه پیش پای تو حاضره کَرّاری و دشمنت هم این رو گواهه که تو میدون نرفتی حتی یکدفعه با زِرِه هی سر میزنی مِیمَنه تا مِیسَر مَرحَبَم خودش نفهمید که از رو پیکرش زدی کِی سر طوری رو زمین قدم میکوبی محکم میکوبی انگاری قلعهی خِیبَر و بِهَم میکوبی اونا در فرارن تو با ذُوالفَقارت میری رو سر درِ قلعه و عَلَم میکوبی واقف به علوم آسمونی اینم نشونی گفتی که سَلُونی قَبلَ اَن تَفقِدُونی در مناظره با علمای ادیان مگه میشه پاسخِ سوالی و ندونی