مثل فرشته ها دستم دخیله
حسین ستودهپسندیدن76
بازدید23.7K
مثل فرشته هادستم دخیله به گوشهی چادر اُمُّ المَصائبه زینب اگر نبود امامت تمام بود او خشم ذوالفقار علی در قیام بود سر تا به پا عقیله تماماٍ امام بود در انقلاب ماریه صاحبسهام بود تا مجادله شد، تکرار مُباهله شد دیگه پرونده ی شام و کوفه باطله شد ختم به قائله شد مشغول به نافله شد او قدم میزد و یک مرتبه زلزله شد (یا زینب یا زینب)۳ دختر سورهی کوثره باوقاره همیشه زینب از قبیلهی بنیهاشم یه نفر فقط میشه زینب ای سلام الله به محضر والای زینب از همینجا هم معلومه تو عرش پرچم بالای زینب مَلَکی که بوده بال و پَرش چادر کربلا تا شام بوده سپرش چادر چادرش محکم مونده رو سرش آخه خود حیدر انداخته رو سرش چادر