نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

وقتی دلم اسیر از همه دنیا سیره دوباره جون میگیره ذکر علی میگیره خاتم پیغمبران که روح سرنوشته گفته خدا روی عرش نام علی نوشته چون به مهمانی خدا رفتم روی بال براق برق آسا به شبستان کبریا رفتم تا قاب قوسین او ادنی رفتم در شگفتم که دیدمی همه جا بر لب هر فرشته بود علی رو هر پرده هر در هر دیوار روی هر گل نوشته بود علی خاتم پیغمبران که روح سرنوشته گفته خدا روی عرش نام علی نوشته اهالی آسمون از او مدد میگیرن هزار هزار فرشته واسه علی میمیرن علی گل گلابه گنج طلای نابه ما همه از ترابیم علی ابوترابه عشق علی باغ پر گلم عجین شده با آب و گلم دل من کشور ولایته علی بود سلطان دلم من مست آقام ابوفاضلم (ابالفضل، السلطان اب الحسن)
هنوز نظری ثبت نشده