
هر وقت دل بهانه یاد تو را گرفت شادی از ان بلند شد و غصه جا گرفت ابریست اسمان دل بی قرار تو بی خود نبود اگر که دوباره هوا گرفت گفتم شبی شبیه تو گریه کنم ولی چشمم ز اشک خشک شد اقا صدا گرفت تو سوختی که سینه ام اتش گرفته است تو روضه خوانده ای اگر این روضه پا گرفت امروز هم بیا و بگو وای مادرم اخر مریض خانه مولا شفا گرفت راحت شدند اهل مدینه ز رفتنم این خانه علیست که دیگر عزا گرفت در اخرین وصیت زهرا دل علی از روضه های زینب و کرب و بلا گرفت ******************** جاده رفیق راه مرا زیر پا گرفت از من تمام دار و ندار مرا گرفت رد ترک به اینه ام بیشتر شده با هر تکان تمام محله صدا گرفت از انچه ترس داشتم امد سرم چه زود غم حجله بست و بی کسی ام را عزا گرفت بگید چاووش بخونه که غم از دل امون برده بیای حجله ببندید اخه مادر جوون مرده وای مادر مادر مادر از خانه در نیامده تا مسجد انقدر اشوب و اضطراب دلم را فرا گرفت از هر که التماس دعا داشتم عجیب و ان نیش خند ز خیبر گشا گرفت پیچید مرگ نسخه بیمار من چه زود از من تمام دل خوشی ام را چرا گرفت این شهر بی حساب حساب تو را رسید از پای رو سری تو اتش که پا گرفت در بیت وحی از تو تقاص مرا چه سخت قنفذ جدا گرفت مغیره جدا گرفت خنجر غلاف چکمه پا تازیانه میخ حورای من پرت به لب چند جا گرفت انداختم عمامه گریبان دریدم از این سکوت تلخ دل مرتضی گرفت این خانه بود صبح پر از عطر زندگی برخیز گرد مرگ همه خانه را گرفت ای رو به قبله روی علی را زمین نزن پلکی به هم بزن نفس بچه ها گرفت تا خواستم ملحفه بر دارم از رویت با گریه زینب امد و دست مرا گرفت ************************ بر تنم دارم نشانه از غلاف و تازیانه غسل من باشد شبانه ای علی جان یاس تو شد ارغوانی دیده ام نا مهربانی پیر پیرم در جوانی ای علی جان در حیاط خانه تابوت مرا اورده اسما تا نمیرد زینبم فردا عوض کن میخ در را میروم کم کم من از حال وعده ما بین گودال خنجری بر حنجرش در پیش چشم خواهرش ای داد بی داد میرود بر نی سرش بر زیر مرکب پیکرش ای داد بی داد