
می شمرم با یه امیدی روز به روز هفته ها رو می شنوی تو التماس کربلا نرفته ها رو منو زیارتت می بری یا نه؟ ببر کنج حرم ولی تنها نه بدون رفیقام جایی نمیرم شاید بد باشم اما بی وفا نه ما رو بطلب با سینه زنا دسته جمع بیایم آقا تا کرب و بلا من غم و مهر حسین شیر از مادر گرفتم روز اول کآمدم صور تا آخر گرفتم بر مشام جان زدند قطره از عِطر حسین سبقت از عود و گلاب نافه و عنبر گرفت بر مشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده