
باز شب جمعه و موکب نعم الحبیب (نام تو بردم وَزید از نفسم بوی سیب) 2 شور به پا کرده در هیئت انصار عشق (روضهی هَل مِن مُعین نالهی اَمَّن یُجیب) 2 عشق نفسگیر شد سینهزنت پیر شد (زود بیا دیر شد بر سر نعش حبیب) 2 مهلت ما سر رسید لحظهی آخر رسید (تا نفسی مانده اوصیکَ بِهذَا الغَریب) 2 گر بشکافی هنوز خاک شهیدانِ عشق میشنوی نوحهای در غم شَیبُالخَضیب آه از آن ساعتی که با تنِ چاکچاک نهادی ای تشنهلب صورت خود را به خاک (غریبِ مادر حسین) 4