
مثل زندونه کنج ویرونه بهخدا دخترت پریشونه حال و روزم نداره تعریفی همه جای تنم ردّ خونه روز و شب بابا زدنم سیلی شده با ضربِ دستشون صورتم نیلی داره میسوزه تنِ تبدارم تو که رفتی یه عدّهای دادن آزارم یا اباعبدالله بابای من... **** تا که اسم تو رو میآوردم همه جا تازیونه میخوردم صد دفعه چادرم لِه شد زیر پای یهودیا مُردم به من و عمّه زدن حرف بد تا زمین خوردم همگی شدن از روم رد عمو عباسم اگه پیشم بود نمیذاشت پیکرم بسوزه میون نور یا اباعبدالله بابای من... **** توی بازار شامیا رفتم توی بزم حرومیا رفتم منو از روی نیزهها دیدی با چه وضعی تو کوچهها رفتم منو تو اَنظار میزدن با سنگ همگی روی معجرم میزدن هِی چنگ شده بابایی بدنم زخمی شده بابایی همه جای تنم زخمی یا اباعبدالله بابای من...
عماد خدیشسبک خیلی قشنگیه ✓ احسنت