
شرافت مات تشریفات والای علی اکبر تعالی شمهای از شأن اعلای علی اکبر معاد پیچش زلفش نماد محشر کبری (قیامت جلوهای از قد و بالای علی اکبر)۲ تجلیهای پیغمبر در این آئینه بیوقفه حرم را میکند محو تماشای علی اکبر همآوردی ندارد شير حق در جنگ رو در رو (هزار الله اکبر کيست همتای علی اکبر؟)۲ (به يک جولان چشمش قلب اردوگاه دشمن ريخت)۲ (عجب شوری به پا کردهاست غوغای علی اکبر)۲ نه تنها بهر استقبال از او پيغمبر آمادهاست (خدا آغوش وا کرده مهيای علی اکبر)۲ اگرچه حاصل عمر حسين از دست رفت اما (به رسم صبر تاب آورد تا پای علی اکبر)۲ غم فرزند سنگين است، تا میشد تحمل کرد ولی آخر به خاک افتاد بابای علی اکبر به خاک افتاد طوری که همه گفتند دق کرده (به خاک افتاد بين ارباً اربای علی اکبر)۲ حسين افتاد از پا موقعی که ديد افتاده (شکافی بين ابروهای زيبای علی اکبر)۲ (مسيحا آفرين، آهی کشيد و از نفس افتاد)۲ خدايا کاش امکان داشت احيای علی اکبر علی را تکه تکه از تمام دشت آوردند (ولی کامل نشد انگار اعضای علی اکبر)۲ تنش را در عبا چيدند پيش چشم بابايش (عموعباس با ديگر عموهای علی اکبر)۲ (و حالا بين دارالحرب دور عمهی سادات بنیهاشم همه جمعند منهای علی اکبر)۲ علی اکبر، علی اکبر ...