
((شب گذشت و از غم تو بیقرارم) ۲ (من هنوزم که هنوزه گریه دارم) ۲) ۲ خونهی امن منو ناامن کردن رفتِش از دستم همه دار و ندارم (الفت شبهای ما را، روزگار از ما گرفت) ۲ یاد ایّامی که با هم، نوبهاری داشتیم شهر، چشم دیدن خوشبختی ما را نداشت (ای خوش آن روزی که ما هم روزگاری داشتیم) ۲ (چرا، علی زنده بمونه تو فاطمه جان چرا، نَمیرم واسه قدّ کمون تو فاطمه جان چرا، روی چوبهی این دره خون تو فاطمه جان) ۲ چرا... ***** (من کجا و درد و دل با چاه زهرا) ۲ ناگهان خوردی زمین در راه زهرا از غم تو درد پشتِ درد خانوم از غم تو آه ثُمَّ آه زهرا (شیشهی عمرت شکست و، کوچه بوی گُل گرفت) ۲ کوچهی ما را قبل از این، اینگونه عِطرآگین نبود چشم بد از خانهی ما، دور باد ای فاطمه کاش دستان مغیره، (اینقدَر سنگین نبود) ۲ خدا، غم تو فاطمهی من و چوبهی در یه طرف خدا، حسن و شب و گریهی دیدهی تَر یه طرف خدا، غم سیلی و کوچه و داغ پسر یه طرف خدا... ***** (چه کنم با اینهمه نامهربونی؟) ۲ مونده از تو یادگار پیرْهنِ خونی وصیت کردی حسین تشنه نَمونه (دم آخر با زبونِ بیزبونی) ۲ از سر آن یادگار روزهای بیکسی با همین دست شکسته نیزهها را باز کن شانه بردار و به موهای پریشانش بزن (بار دیگر مادری کن صورتش را ناز کن) ۲ بیا، به حوالیِ مغربِ کربوبلا برسیم (بیا، به تنی که شده روی صحرا رها برسیم بیا، که به دادِ سری که نمیشه جدا برسیم) ۲