نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیوار، کوتاه که بیاد هیزمَم انگار، کوتاه که بیاد میخِ در کوتاه نمیاد این دود، کوتاه که بیاد آتیش نمرود، کوتاه که بیاد میخِ در کوتاه نمیاد ای هرچی تقلا میکنه، تا که رهاشه، نمیشه (هرچی پر و بال میزنه، تا از جا پاشه، نمیشه)۲ (خودم دیدم پرش سوخت)۲ (تو آتیش معجرش سوخت)۲ بچه با مادرش سوخت شلاق، کوتاه که بیاد حتی میخِ داغ، کوتاه که بیاد مُغَیره کوتاه نمیاد (نامَرد، کوتاه که بیاد)۲ قُنفُذِ وِلگَرد، کوتاه که بیاد مُغَیره کوتاه نمیاد اصلا نمیگه، طرف حسابِش یه زنه، واویلا نفس میگیره، باز با غلافِش میزنه، واویلا غلافو با هر دو دست یه جوری زَد پَر شکست رو خاکِ کوچه نشست بازوش، کوتاه که بیاد کبودیِ روش، کوتاه که بیاد گریههاش کوتاه نمیاد پهلوش، کوتاه که بیاد زخمِ رو اَبروش، کوتاه که بیاد گریههاش کوتاه نمیاد افتاده دستش از کارو فکر یه چاره است، مادرم تمومِ غُصَش پیراهنی، نیمه کاره است، مادرم مرکَبها سیراب بودند، اما هنوز تشنه بودی وسطِ مَقتَل با آهِ سینه سوز تشنه جنگیدی تشنه جون دادی سَرِ پیری به چه روزی آخه اُفتادی مسخرش کردنداهلِ آبادی سر پیری به چه روزی افتادی حُسِین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد