نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به خدا این رسمش نبود یه زنِ تنها که دیگه کتک نداره به خدا این رسمش نبود خدا ظلمتونو الهی سَر بیاره (رسمش نبود)۲ یادمه تو کوچه اون روز، با صدای شیوَنِ باد مادرم سیلی میخورد و، میزدم با گریه فریاد کمک، کمک، کمک آهای مردمِ مدینه مادرم نقشِ زمینه وای وای وای ... به خدا این رسمش نبود یه دختر سه ساله که زدن نداره به خدا این رسمش نبود اون که آخه قبالهی فَدَک نداره (رسمش نبود)۲ یادمه خرابه اون شب، با صدای شیونِ من رقیه سیلی میخورد و، میزَدِش با گریه فریاد کمک، کمک، کمک عموی خوبِ من اما بیا که رقیه تنها عمه جانم... مادرم وای... یکی بیاد، تو کوچهها به مادرم، کمک کنه مادرم وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد