نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خون علی توی رگات بود هیبت حسن تو نگات بود دعای عزیزای زهرا همیشه پشت و پنات بود چطوری تونستن پسرم با تو رو به رو شن برام سواله چطوری تونستن بزنن مشک تو رو مادر آخه محاله چطوری تونستن نذارن که ببری آبو برا سهساله شاید شده علقمه غوغا افتاد دستت روی خاکا شاید دورت رو گرفتن مادر موندی تک و تنها وَیلی وَیلی عَلی شِبلی... راه علی مقصد و راهت غیرت علی تو نگاهت به فدای قدِّ رشیدت به فدای روی ماهت چطوری تونستن پسرم راهتو به سمت حرم ببندن چطوری تونستن پسرم به بارون اشکای تو بخندن تو رو زدن و با زدنت دل حرمو انگار از جا کندن شاید نرفتی که بجنگی رفتی یه کمی آب بیاری شاید گریهی مشکو دیدن دیدن تو هم داری میباری وَیلی وَیلی عَلی شِبلی... ای پسر و وارث حیدر وارث خصائص حیدر تو دلاوری و شجاعت کوه غیرت مثه حیدر چطوری تونستن پسرم داغتو رو قلب حسین بذارن چطوری تونستن پسرم نگاشونو از خیمه برندارن چطوری تونستن پسرم برای جسارت هجوم بیارن عباس شاید تو علقمه موندی حتماً خیلی غصه خوردی رفتی خیمه هارو آخر دست بی کسی سپردی حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد