نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهرِ سردار جمل، دختر شمشیر خدا لا اسد اِلّا زینب و لافَتی اِلّا مرتضی مرتضوی با ابهت و وقار علوی خطبه میخونه و با تیغ کلام لرزه میندازه به کاخ اموی حضرت بانو عقیله زینب یک تنه کلّ قبیله زینب یه زنه اما همه دیدن شد ابن مرجانه ذلیلِ زینب زینب زینب... **** به خداوندی مفتخر اسداللهِ با جگر فاطمه میشه چادرو وقتی میبنده به کمر پردهنشین، اولین مریدشه امبنین به ابالفضل روی نی میگه حسین اقتدارِ اسدالله رو ببین اوج زیبایی مسیر زینب معنی خیرِ کثیر زینب حتی با دستای بسته میشه ابنِ مرجانه اسیر زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد