نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو راز عزت و عصمت عباسی تو رمز غیرت و هیبت عباسی ای امِ امت و نهضت عاشورا پیوند عترت و حضرتِ عباسی با شیرت شیرِحق شد لقب عباس فتحکردی عالمو با ادب عباس ای که از برکت دامن پاکت نیست چیزی جز سیدی روی لب عباس ای مادر مادرِ اولاد زهرایی پا تا سر مظهر امابیهایی تو آخر انقدر داغ جوون دیدی تا محشر مادر همه شهیدایی (واویلا واویلا ویلی علی شِبلی) 4 زینب که راوی شکسته بالی بود گفته یا امالبنین جای تو خالی بود کاش بودی اون دمی که خبرش اومد میدیدی از غمش حسین چه حالی بود (واویلا واویلا ویلی علی شِبلی) 4 تا عکس رویِ ماه به روی آب افتاد زیر پاش علقمه به پیچ و تاب افتاد جاری شد اشک مشک برا علی اصغر تو قلب خیمهها از پا رباب افتاد دلشوره تو دل اهل حرم افتاد تو راه خیمهها دست قلم افتاد با گریه غنچهها هروله میکردن افتادن روی خاک تا که علم افتاد (واویلا واویلا ویلی علی شِبلی) 4 تا دریا تشنه لب از صدر زین افتاد تا ماه آسمون روی زمین افتاد رو کردن شعلهها به چادر زینب از مرکب تا یلِام بنین افتاد بعد دشمن سمت خیمهها به راه افتاد تا شاه بیسپاه تو قتلگاه افتاد وقتی که سرهای بریده رو بردن پیکرها زیر مرکب سپاه افتاد تا خیمه میرسه صدای آه تو پوشونده ابر خون صورتِ ماه تو من دارم میرسم طاقت بیار اما پیش از من شمر رسید به قتلگاه تو افتاده یوسفم با بدن خونی هرگوشه رد اون پیروهن خونی جای اون پیرهن چادر خاکیمو با ناله میکشم روی تن خونی (واویلا واویلا حسین واویلا) 4 میشکافن با عصا محراب ابروتو میبوسن نیزهها ضریح پهلوتو هرکی از راه میاد غنیمتی میخواد هر دستی میکشه طرهی گیسوتو آیات ذات کبریا تو دستاته گیسوی حجت خدا تو دستاته وقتی من اومدم کارو تموم کرده این رأسِ از بدن جدا تو دستاته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد