نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به نیزهدار بگو نیزه را تکان ندهد به کودکی که به خوابِ خوش است، جان ندهد رُباب بندِ طناب و خدا کنَد خولی به این بُریدهنفس بچّه را نشان ندهد برای بُردن یک سَر چقدر خورجین است بگو سَنان که تو را دست این و آن ندهد بگو چهکار کنم زیر آتشِ خیمه؟ که خیمهای که میافتد به کَس امان ندهد بگو چهکار کنم تا نسوزد این دختر؟ که شعله فرصتِ ماندن به گیسُوان ندهد خدا کنَد که یتیمی که راه گم کرده به زیرِ بوتهی آتشگرفته جان ندهد خدا کنَد که در آید ز دست، انگشتر که شِمر خنجرِ خود را به ساربان ندهد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد