
(بهارِ نوکری اومد از راه یه ساله که منتظرش بودم) 2 (رنگ و بوی شهرو عوض کرده عطر عزا و سرخیِ پرچم) 2 برپا شد بزم نوکرای ارباب خیمهی عزای ارباب اومده بازم محرم زهرا باز برای همه دعا کرد گریه کنها رو صدا کرد غوغا شده توی عالم عرش خدا رو سیاهی زدند انبیاء هم ازبهشت اومدند ذکر ملائک حسین بی کفن السّلامُ علیک یا اباعبدلله... (قافلهی حضرت ثارالله دیگه رسید به منزلِ آخر) 2 ابراهیمِ کربُ بلا داره میاره اسماعیلشو مشهد صحرا رو میبینه و میکشه آه رو لبشه اِنّالله داره میشنوه صداشو زینب هم میخونه با چشمای تر الهی بمیره خواهر نبینه غمِ داداشو قافله سالار جلو خیمهها روضه میخونه با سوز و نوا اَعوذُ بالله مِنَ الکربلا السّلامُ علیک یا اباعبدلله... آهسته داره زیرِ لب میگه وعدهگاهِ من و خدا اینجاست (نزدیکه اون روزی که میبینم دور و برِ زینبِ من غوغاست) 2 من هر روز صدقه کنار میذارم برای روزی که دارم زینب رو اسیر میبینم ای وای از روزی که به غم میشینه سرم رو رو نِی میبینه دلنگرونِ همینم میمونم اون روز زیرِ دست و پا میمونم اون روز توی کربلا میره اسارت با نامحرما السّلامُ علیک یا اباعبدلله...