نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بعدِ چهل روز و شب، ماهِ شبِ تارم آمده زینب سویت، دلبر و دلدارم ماهِ شبِ تارم، ماهِ شبِ تارم بِنگر که شدم زار و حَزین جانِ برادر شد خَم به خدا از غمِ تو قامتِ خواهر سرگشته و حِیران، در کوچه و بازار وای از دلِ زارم، ماهِ شبِ تارم (وای از دلِ زینب، وای از دلِ زینب) ۲ من شدهام شرمنده، اِی همه هستِ من دخترِ دلبند تو، رفته ز دست من رفته ز دست من، رفته ز دست من گشتم سِپَرش تا نخورد، ضربهی سیلی امّا خِجِلم، رنگِ رُخِ او شده نیلی در بِینِ خرابه، او از نَفَس افتاد از داغِ تو جان داد، بر دامنِ سجاد (وای از دلِ زینب، وای از دلِ زینب) ۳ شاه حسین، شاه حسین.. حسین، وای، حسین، وای...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد