نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای پدر که میری سفر، لااقل منو هم ببر خیره نگات به آسموناست و چشمای خیست مثل دریاست و این همه دلتنگی که تو داری مطمئنم برای زهراست و خونجگری، دلم خونه... خستهتری، دلم خونه... داری مادرم رو صدام میزنی بگو حرف رفتن چرا میزنی؟ علی یا علی، علی یا علی علی یا علی دَرهمی یه دنیا غمی آب بخور فقط یک کمی خیره نگات به کاسهی آبه کیو داری میگی نمیخوابه تو رو خدا بگو چیه بابا منظورت از طفلی که بیتابه طفل رباب نمیخوابه منتظر یه کم آبه نمیخوابه چه غوغایی میشه دَم علقمه داره قد خمیده میاد فاطمه قلب حسین چه بیتابه ذکر حرم عمو آبه دلخوری که از غم پُری چیزی بخور که میبُری خیره نگات به کاسهی شیره همش میگی رباب میمیره وقتی میبینه که علیاصغر بهونه واسه شیر میگیره به سینهام نکش ناخن عمو میاد تحمل کن خدا اشک شرمندگیمو ببین نزن روی هیچ مادری رو زمین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد