بایه دردسی ساله

بایه دردسی ساله

[ مهدی اکبری ]
با یه درد سی ساله
دل به این سفر بسته
شال سبزشو باز به دور سر بسته

با یه دنیا دلتنگ
چشماشو به در دوخته
سر می‌ذاره آروم رو چادرِ سوخته

بی‌بهونه پر از تلاطمه
توی فکر بهشت و هیزمه
هیزمی که تو دست مردمه

دونه دونه درای بسته رو
یادش اومد نگاه خسته رو
روضه‌های درِ شکسته رو

(ای وای، ای وای، ای وای، ای وای) 2

چشماشو که می‌بنده
محسنش رو می‌بینه
می‌کِشه همش آه حسرت از سینه

دستای حسن توی
دستایی که می‌شد سرد
راه خونه رو مثل زهرا گم می‌کرد

توی کوچه هوای فاطمه
توی خونه صدای فاطمه
باز می‌خونه برای فاطمه، ای وای

توی کوچه عزیزشو زدن
یادش اومد تو خونش اومدن
گریه می‌کرد با گریه‌ی حسن، ای وای

(ای وای، ای وای، ای وای، ای وای) 2

جایی رو نمی‌بینه
خیلی خون ازش رفته
چشمایی که تا روضه‌ی عطش رفته

غصه می‌خوره زینب
رفته طاقتش دیگه
با زبون تشنه حسین حسین می‌گه

بی قراره عقیلة العرب
فکر یاره تموم روز و شب
روضه‌دارِ حسین تشنه لب

کربلا و شهید بی‌کفن
خیمه‌گاه و دویدن یه زن
قتل‌گاه و یه تیکه پیرهن

(ای وای، ای وای، ای وای، ای وای) 2

پربازدید‌ترین‌های زمینه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های مهدی اکبری

نظرات