علی از پا افتاد

علی از پا افتاد

[ مهدی اکبری ]
علی از پا افتاد
خبر زخم سرش ورد زبان‌ها افتاد

آسمان‌ها لرزید
ناگهان ولوله در عرش معلی افتاد

روضه‌ای برپا شد
مصطفی در وسط صحن مصلی افتاد

تا زمین خورد علی
کنج محراب دگر حضرت زهرا افتاد

(یا علی، یا علی، یا علی، یا علی) 2

یادی از خانم کرد
بی‌رمق بر روی سجاده سرش تا افتاد

به در خانه رسید
پیش چشمان تَرِ زینب کبری افتاد

باز هم زخم زبان
بار دیگر شرری بر دل آقا افتاد

همگی دل‌گیرند
مَحَنی بر دل مرغابی دریا افتاد

بستری پهن که شد
یاد باغ گل انسیة الحورا افتاد

نه فقط در کوفه
کربلا هم علی دیگری از پا افتاد

باز هم ضرب عمود
ارباً ارباً پسری در دل صحرا افتاد

باز هم فرق دو نیم
از سر زین به زمین اکبر لیلا افتاد

ساعتی بعد از آن
چشم شوری به سر حضرت سقا افتاد

ابن ملجم آمد
حیدری در دل دشمن تک و تنها افتاد

حجت الله رسید
تا به زانو گذارد سرش اما افتاد

تازه یادم آمد
سر طفلی به سر شانه‌ی بابا افتاد

روضه در لفافه است
سیب سرخی بغل حضرت مولا افتاد

عاشقی دردسر است
هر که هم نام علی شد به خطرها افتاد

(یا علی، یا علی، یا علی، یا علی) 2

پربازدید‌ترین‌های زمینه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های مهدی اکبری

نظرات