
وقتای دلتنگی با یا امیناللهِ که آروم میگیرم خوشحالم آقاجون گفتی که میبینم تو رو وقتی میمیرم من زنده شدم با تو، قطره من و دریا تو عمری به تو مدیونم از عشق تو میخونم اشهد اَنَّ عَلیً امامی اشهد اَنَّ تَرَونا مقامی ابوتراب مددی یا حیدر... افتاده تو بستر حالا عیادت اومدن اینجا یتیما دلتنگ و گریونن با کاسهی شیر اومدن دنبال بابا بالای سرت امشب قرآن میخونه زینب ساکت شده شهر اما پیچیده صدات بابا اشهد اَنَّ علیً امامی اشهد اَنَّ تَرَونا مقامی ابوتراب مددی یا حیدر...