نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امون از این زمونه و امون از این کوفیا کاشکی دستم شکسته بود، نمینوشتم بیا شدم، تو کوچهها سرگردون (نیا، قافله رو برگردون)2 گرفته بغضم راه گلو، میا به کوفه (پسر عمو میا به کوفه)2 پسر عمو *** کوفه به بیوفایی تا، حالا ادامه داده چرا در رو بسته به روم، همون که نامه داده اینا، تمومشون هم دستن (کمر، به کشتن تو بستن)2 گرفته بغضم راه گلو، میا به کوفه (پسر عمو میا به کوفه)2 پسر عمو *** اگه به غیر اومدن، دیگه نمونده راهی بیا ولی بدون آقا، راهیِ قتلگاهی نیا، سرت بریده میشه حرم، به خون کشیده میشه گرفته بغضم راه گلو، میا به کوفه (پسر عمو میا به کوفه)2 پسر عمو ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد