نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اگه به غیر اومدن دیگه نمونده راهی بیا ولی بدون آقا، راهیِ قتلگاهی نیا، سرت بریده میشه حرم، به خون کشیده میشه *** نقشه برا سرت کشیدن آقا نیا آقا نیا آقا نیا ببین سر منم بریدن قسمت زائر تو آقا، شد از سرِ دارالعماره زیارتی با دست بسته، سلامی با لبای پاره من اومدم از دلِ گودال، با پیکری پر از جراحت اگه نیایی کوفه سفیرت، جون میده با خیالِ راحت نقشه برا سرت کشیدن آقا نیا آقا نیا آقا نیا ببین سر منم بریدن *** اگرچه دور من شلوغه، ببین که مسلمت غریبه تمومِ وعدهها دروغه، تمومِ نامهها فریبه سرم هزار دفعه فدای، یه تارِ موی دختر تو هزار دفعه بمیرم اما، نیاد به کوفه خواهر تو دستای من میدَن شهادت، روایت ردِ طنابو خون لبم روضه میخونه، مصیبتِ بزم شرابو یه عده خونِتو میریزن آقا نیا آقا نیا آقا نیا یه عدّه دنبال کنیزن دستای زینبو میبندن آقا نیا آقا نیا آقا نیا به اشگِ دخترت میخندن ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد