نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا بن رسول الله دست علی یارت بشنو سلامم رو، ختم کلامم رو، خدانگهدارت میدونم چه اتفّاقایی تو راهه قراره به اشک زینبت بخندن با همون دستایی که نامه نوشتن دو تا دستای رقیّه رو میبندن بغض توی گلو برا حسین و بچّههاشه نیا پسر عمو قراره که سرت جداشه به دخترم بگو مراقب رقیّه باشه (به دخترم بگو مراقب رقیّه باشه) لشگر بیاور با خودت دختر نیاور یا بن رسول الله دست علی یارت دارن میان مردم بخاطر گندم برای آزارت یا حسین کربوبلا شام غریبون اولین شب که زینب از تو دوره تن تو به روی سنگای بیابون سر تو به روی سنگای تنوره امون از یتیمی و درد اسیری سر روی نیزه و موی پریشون زینبی که سایهشو ندیده هیچ کس توی کوفه میبرن گوشهی زندون نیا که مسلمت زخمی تیغ نارفیقه نیا که ساربون به فکر غارت عقیقه نیا که حرمله نشونهگیریاش دقیقه (به دخترم بگو مراقب رقیّه باشه) یا بن رسول الله دست علی یارت صدای تکبیر و چهار هزار تیر و چشم علمدارت میبینم ابن زیاد و سر و تشت و که میپرسه از محاسن سفیدت یکی میگه که محاسنت سفید شد همه بعد از علی اکبر شهیدت توی کوفه همهجا اسمتو بردم روزی صد مرتبه از بی کسی مردم شب آخر دو تا بچّههامو دستِ اونکه حکم قتلتو داده سپردم اونیکه عهدشو با تو شکسته تیر بختِه خدا میدونه که خوندن این روضه چه سخته میبینه دخترت سرت به شاخهی درخته (به دخترم بگو مراقب رقیّه باشه) من حاضرم انگشتر من را بگیرند وقت کنیزی دختر من را بگیرند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد