
آمد آن عبدِ خدایی که خدایش گویند انبیاء یکسَره روحی به فدایش گویند خلقِ عالَم همه پاسخ به ندایش گویند همه خوبانِ جهان جان به فدایش گویند سر ز تن در رَهِ معشوق جدایش گویند سیّدِ جمعِ تمامِ شهدایش گویند خُرّم آن لاله که عطرش همهجا را پُر کرد رحمتِ واسعهاش مُلکِ خدا را پُر کرد ***** چارهسازِ همه امّا همه بیچارهی او سرخرو، دینِ حق از سرخیِ رُخسارهی او مُصحَفِ عشقِ شهیدان تنِ صدپارهی او همهی قرآن نازل شده دربارهی او انبیاء دست گرفتند به گهوارهی او اولیاء یکسَره دلداده و آوارهی او نور قرآن همه در مُصحَفِ رویش پیداست هر چه دل گم شده، در حلقهی مویش پیداست ***** سوزد از آتشِ او در دل دریا ماهی بر دو دنیاست گدای درِ او را شاهی بی چراغش همه را تا به ابد گمراهی در رگِ خلقتِ او خونِ عدالتخواهی خلق را گر دهَم از رتبهی او آگاهی بیم دارم همه گردند حسیناللّٰهی نه خداوند بُوَد نه ز خداوند جداست این همان خونِ خدا و پسرِ خونِ خداست ***** ای حرمخانهی دل همچو خدا خانهی تو آفرینش ز ازَل سوخته پروانهی تو آدم و حور و مَلَک یکسَره دیوانهی تو رشتهی جانِ جهان نرگسِ جانانهی تو سرنوشتِ همگان نقش به پیمانهی تو دُرّ مَکنونِ خدا اشکِ غریبانهی تو بَسکه با یادِ غمَت در سرِ ما شور بُوَد روز میلادِ تو هم لَیلهی عاشور بُوَد ***** علی و فاطمه دادند وُرا دست به دست عقلِ اوّل شده از جامِ نگاهش سرمست ای فدای پَرِ قُنداقهی او هر چه که هست این حسین است، حسین است که از روزِ اَلَست از خدا عهد گرفت و به خدا عَهد ببست تنَش از تیغ درید و سرَش از سنگ شکست کعبه یک سنگِ نشان است که این بیتِ خداست کعبه را شُسته به خونِ تو و خونِ شهداست ***** آتشِ عشقِ تو شد صدرنشینِ دل ما با تولّای تو آمیخته آب و گِل ما در دو دنیا شده لطف و کرَمت شامل ما تو به دریای بلا کشتیِ ما، ساحلِ ما بذرِ ناکِشته شده دوستیات حاصلِ ما ای قبولِ غمِ تو گریهی ناقابلِ ما تو کَز اوّل به غلامیت مرا پروردی حال اگر خوبم، اگر بد، تو قبولم کردی