نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا قاهر العدو یا والی الولی جانم به زینبت یا مرتضی علی شیر آفرین زنی که کند شیون این چنین خون خوردن آن چنان و سخن گفتن این چنین در کوفه او به تیغ زبان میرود شکار هرگز کسی ندیده به عالم زنی چنین ابرو تا گره شد عین الله ناظره شد پای خطبه شام انگاری محاصره شد چادرش زره شد موقع مناظره شد اسکتوا گفت و منبری مصادره شد (یا زینب)۳ مثل فرشته ها دستم دخیلِ به گوشهی چادره، ام المصائبه زینب اگر نبود امامت تمام بود او خشم ذوالفقار علی در نیام بود سر تا به پا عقیله تماما امام بود در انقلاب ماریه صاحب سهام بود تا مجادله شد تکرار مباهله شد دیگه پروندهی شام و کوفه باطله شد ختم قائله شد مشغول به نافله شد او قدم میزد و به یک مرتبه زلزله شد کلام میلرزه صدام میلرزه تو قدم میزنی شهر شام میلرزه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد