
یه شبی تو شهر عشق حزین و خونینسر شارع السدره بود و من بودم و دلبر تا رسیدم اونجا که نوشته رو سردر موقع استشهادِ علیُ الاکبر چه مقامی چه بوی خونی چه هوایی عجب جنونی روی پله میخوای بشینی با رفیقات روضه بخونی بسم ربّ الجنون بهنام علیاکبر سینه میزنم به احترام علیاکبر اونقدر لطمه میزنم براش که دیگه سالم بیرون نمیام من از مقام علیاکبر از مهارت جنگش سپاه درمونده چقَدَر تن رو خاکا بدون سر مونده یه سپاهه تو جنگه این یه نفر مونده این که تازه علیاکبره جنگ قمر مونده چه اذانی عجب نمازی شاه و شهزادهی حجازی علیاکبر یعنی که حیدر اونکه مرگو گرفت به بازی امام حسنیه مرامِ علیاکبر پادشان جهان غلامِ علیاکبر جونمو بگیرن تو هشتم مُحرم انشاءالله پای مقامِ علیاکبر