
گفتم به همه گلای بهاری از عطرِ خوشِ نفسی که داری گفتم که میای با شرابِ موهات حال همه عالَمو جا میاری گفتم که میای تو با چشم کوهی واسه تو بگیم سرود گروهی شعرش رو بگه نرگسی مجنون اجراش باشه با پونههای کوهی از کنارِ پنجرهی آسمون خورشید میاد و میکِشه سرک مونده اصلا تو این موضوع کی هست این دریای شکر یا کوه نمک؟ کوه نمکی، یکتا و تکی خورشید نمیشه عاشق هیشکی الکی ماه اومده و محو تو شده قربون صدقهات میره تو دل یواشکی اومدی گلِ زهرا، جونم به فدات... چهرهات مثل ماهه که میدرخشه چه هدیهای داده خدا ببخشه بسته خدا انگاری سر موهات عطر نفس سوسن و بنفشه تشکیل شده شورای قاصدکها با دعوت رسمی شاپرکها رسماً یه لقب واسه تو گذاشتند شاهزادهی شیرینِ بانمکها با تکبِیت، ابروهای رویاییت هیچکس نمیشه همتا و حریف قافیهها واسه دستت ایستادند پای گهوارهات تو صف یه ردیف بیشک و ولی، قند و عسلی خوش اومدی عشق من حسینابن علی قند آب میکنه تو دل تا نگاش میافته به مصرعِ لبات هر غزلی اومدی گل زهرا، جونم به فدات... فرش راهته، مژههای خورشید روشن شده از سیمای تو خورشید حقش اینه که تو بری بتابی رو گنبد مینا بجای خورشید دردونهی نادری یا پدیده موندم چجوری خدا آفریده دوتا خورشید سیاهو میون ماه رُخِتو نقاشی کشیده تو اعجازی تو زیبایی حقاً که توی دلبری تو بیهمتایی ایکاش میشد قربونت شم امشب رو منِ دیوونه خودم تنهایی لیلای منی، آقای منی تو زندگیمی تمام دنیای منی وللهِ قسم هستی نفسم تو قبلهی وصف شیدای منی اومدی گل زهرا، جونم به فدات...