نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نشسته نَمنَم بارون امشب توی بینالحرمین گرفته جشن تولّد، زهرا برای ارباب حسین فُطرس رو ببین، اومده از عرشِ بَرین میگه هیشکی مثل حسین نمیشه پیدا رُو زمین مثل فُطرس اگه این روزا زخمیه پَر و بالت بگو حسین توی سختیای دنیا میخوای عوض بشه حالت بگو حسین اگه اسمش اومد دلت شکست، خوشا به اقبالت بگو حسین با فاطمه و با علی و همهی انبیا چشم سرو ببند، با قلبت برو تا کربلا حسین دورت بگردم... ***** یه کنج از کربوبلا مال من، زندگیم مال حسین خودش که جای خود داره، عشقه حتّی تمثال حسین ارباب دلم، دلبر جذاب دلم تا که باشه بیتالحسین، میگم ایوالله به دلم شب تولّدش اگه دلت برا حرم تنگه بگو حسین اگه دلت، رفیق، خسته از این مَردم صد رنگه بگو حسین اگه تُو زندگی حس میکنی همهش کارِت لنگه بگو حسین تُو این شب ولادت امشب با همه نوکرا چشم سرو ببند، با قلبت برو تا کربلا حسین دورت بگردم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد