
همهجا روشنیِ نور خدای اَزَلیست کامم از زمزمهی حضرت جانان عسلیست مستی ساغر و مِی را چه نیازی داریم شور سرمستی ما ذکر حسین بنِ علیست نُه فَلَک بسته به فرمان اباعبدالله جان عالَم همه قربان اباعبدالله منّت هیچکسی غیر حسین را نکشیم میرسد روزیم از خان اباعبدالله سَرور، پسر حیدر جان پیغمبر، حضرت اربابم دلبر، فوقِ هر باور محشرِ محشر، حضرت اربابم یا اباعبدالله... ****** باده میجوشد از آوای حسینیِ لبم من اسیرِ پسرِ حضرتِ شاه عربم خوردهام تُربت اَعلای حرم را امشب به هوای حرم کرب و بلا در طلبم منمو عادت احسان اباعبدالله من کویریامو باران اباعبدالله میشناسند مرا بین همه نوکرها کمترین بندهی دربان اباعبدالله سالار، کعبهی سَیّار اَفضل الاذکار، حضرت اربابم دلدار، معدنُ الالوان مَخزنُ الاَسرار، حضرت اربابم یا اباعبدالله... ****** دل گرفتارِ سرِ زُلفِ شِکَن در شِکَنَش نوکر اِلّا حرم یار نباشد وطنش پدرم حیدر و زهراست اگر مادر من پس تمام نفسم نذر حسین و حسنش منم از جمع مُحبّان اباعبدالله ماندهام دست به دامان اباعبدالله همهی مَدح جهان را بنویسید اگر میشود مصرع دیوان اباعبدالله هیبت، کل غیرت صاحب عصمت، حضرت اربابم عزّت، چشمهی حکمت ای درِ رحمت، حضرت اربابم یا اباعبدالله... ******