
هر اسم و رسمی تو جهان، چنگی به دل نمیزنه فقط یه اسمِ تو میاد، دلارو از جا میکَنه حاء و سین و یاء و نون، نبضِ قلبِ بیامون این حروفِ اربعه، شده چکیدهیِ جنون فریادِ شَرَربار بر سینه تَلَنبار دلبر رُخِ ماهت گردیده گرفتار از مأذنهیِ دار، بنما طلبِ یار تا جان بسپارم چون میثمِ تَمار یا اباعبدالله آقایِ من ... ***** مُدَرِسِ مبانیِ ولیشناسیمه زهیر میگه فقط با تو میشه عاقبتم ختمِ به خیر ای فَریضهیِ حیات، برتر از تصورات عالَمی بنا شدن غبارِ گردِ رو عبات ای محورِ اُلفَت، ای مظهرِ قدرت بر سفرهیِ خوبان، در بَزمِ محبت شاهی به گدایی، مقابل بنشیند واللهِ جز این نیست معنایِ مُرُوَت یا اباعبدالله آقایِ من ...