
باز امشب مدینه، مهمون داره ماه میتابه امشب، از گهواره گل میباره، آره گل میباره، آره گل میباره این شهر مدینهست، یا عرش برینه خنده رو لبای، مرتضی میشینه امشب شب مادر شدن امّبنینه زیر قدمش، در اومده گلِ یاس به ناز قدم اون، مدینه برو بیاست کیه اونی که، تو این شبای قشنگ از آسمون و زمین، داره میبره حواس اباالفضل، چه اسمی داری اباالفضل، سر و سرداری اباالفضل، مثل مولا میشی وقتی پرچم برمیداری از شوق رسیدن، چشما دریاست امشب میخونم با، عشق و احساس جانم عباس، آقاجانم عباس، آقاجانم عباس از بسکه شبیهِ، امیر مومنینه از صورت عباس، که بوسه میچینه مولا روی دستای خودش خودشو میبینه دل همه رو، داره میبَره نگاش تا عکس آقام حسین، میافته توی چشاش از همین حالا، تا بازوشو میبینه داره پدرش علی، عَلم میسازه براش اباالفضل، نگاهت قنده اباالفضل، علی با خنده روبازوت، داره حرز یا فاطمةالزهرا میبنده اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل... قد و قامت سقارو عشقه تو کل سرا سردارو عشقه یارو عشقه، علمدارو عشقه، علمدارو عشقه دردی و دوایی، سلطان سخایی تو از روز اول، اسطورهی مایی فرماندهیِ کل قوای کربلایی گره میخوره، تا ابروی تو بهم نمیتونه یه نفر، بیاد طرف حرم تا که توی دستای تو میره بالا چه دلبری میکنه، چه دل میبَره عَلم اباالفضل، خدایی مردی اباالفضل، چه طوفان کردی میگی یا حیدر تو میدون میگردی