دلم گرفته، ای آسمون بزار بگم

دلم گرفته، ای آسمون بزار بگم

[ حاج سعید حدادیان ]
دلم گرفته، ای آسمون بزار بگم 
از دستِ روزگار بگم 

از غصه های حیدرِ کرار بگم 
حرف نگفته، از غم فاطمه بگم 

از بین همهمه بگم 
از پشت در، من بی مقدمه بگم 

لگد اول، دوده و خاکستر می‌ریخت 
رنگ از رخِ حیدر می‌ریخت 
خونِ جگر، از سینه‌ی مادر می‌ریخت 

لگد دوم، تا ضربه ها پیوسته شد 
درِ خونه شکسته شد 
اونقدر لگد زد که خودش هم خسته شد 

دم غروب بود، کنار در دیوار می‌سوخت 
دل برای دلدار می‌سوخت 

سینه ای که زخمی شد از مسمار می‌سوخت 
هیزم و آتیش، دیدم باب الکرم می‌سوخت 

وقتی در حرم می‌سوخت 
تو شعله ها، چادرِ مادرم می‌سوخت 

شهر مدینه، چی شده توی کوچه هاش 
علی می‌لرزه دست و پاش 
چی شده مادر بیارید چادر براش 

با زخم سینه، اومده تویِ کوچه ها 
می‌دوه دنبال بابا 
این کیه که قنفذ و می‌زنه صدا 

می‌دوه مادر، هی می‌خونه روضه برام 
دلا رو برده شهر شام 
شهری که سنگم می‌زنند از روی بام 

لعنت به این شام، فقط کتک خوردیم مدام 
ببخشی این لکنت کلام، من بابامو می خوام 

لعنت به این شام، لعنت به هر چی چشم بد 
لعنت به کینه و حسد
لعنت به هر کی که عممو می‌زد 

قافله میره، کوچه هارو تا کنه طی 
هُل میدادند با نوک نی 
تا رسیدیم به کوچه‌ی مجلس می 

تو بزم می یکی منو نشون میداد 
یزید سرو تکون می داد

پربازدید ترین زمزمه حاج سعید حدادیان محرم و صفر فاطمیه

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین حاج سعید حدادیان

نظرات