
مادر چرا دیگر نمی آید صدایت رفتی ز دنیا یا خدا داده شفایت مادر چرا رنگ از رخ ماهت پریده مادر چرا خون از گریبانت چکیده مادر چرا یک دست بر پهلو گرفتی مادر چرا از دختر خود رو گرفتی دادی به دست دخترت با آه و زاری پیراهن خونین خود را یادگاری آن پیراهن را، هرگز نشویم تا عطر مادر، از آن ببویم مظومه مادر , مظلومه مادر مادر کجایی , مادر کجایی در کودکی شد قسمت من خانه داری هم خانه داری می کنم هم سوگواری گریَم برایِ نور دو عینت هر شب دهم آب، دست حسینت