نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب غمم را سحر نیامد ز آفتابم خبر نیامد امید دل از سفر نیامد به دیده ام اشک به سینه ام آه بقیةالله , بقیةالله *** فراغ برده ز دل شکیبم تویی حبیبم، تویی طبیبم به تنگ آمد دل غریبم زطول غیبت، زعمر کوتاه بقیةالله, بقیةالله *** به لب دعایت، به سینه آمین منم ضعیف و غم تو سنگین به دیده دارم سرشک خونین به سینه دارم شرار جانکاه بقیةالله ، بقیةالله *** به زخم دلها، دواست مهدی به درد جانها، شفاست مهدی کجاست مهدی کجاست مهدی که گشته روزم، غروب بی ماه بقیةالله ، بقیة الله *** شرار خیزد ز بیت داور بیا که تنهاست هنوز حیدر بیا که سوز سینه ی مادر کند دعایت به هر سحر گاه بقیةالله، بقیةالله *** شب مدینه سحر ندارد دگر مدینه قمر ندارد مگر که زهرا پسر ندارد ز حال مادر تو هستی آگاه بقیةالله، بقیةالله *** به مادر بی قرینه بنگر به زخم مسمار و سینه بنگر به کوچه های مدینه بنگر که چشم زهراست هنوز در راه بقیةالله، بقیةالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد