نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آسمانها، کهکشانها،ماه من کو،اخترم کو زینب من با نگاهش پرسد از من مادرم کو کن نظر با دیده ی تر چادرت را کرده بر سر بر سر سجاده تو کرده زنده یاد مادر فاطمه جان , فاطمه جان یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه دست و پا می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمت در خون نشسته با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم از تو با دستان بسته *** دختر غم پرور من، کن نظر بر حال مادر تو فدایی حسینی، من فدای عشق حیدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد