نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من آن لاله ی وحیم، که گردیده خزانی قدم گشته کمانی، در ایام جوانی مدینه ز تو سیرم دعا کن که بمیرم *** نه دیوار مرا کشت، نه مسمار مرا کشت بدانید بدانید غم یار مرا کشت من و بازوی مجروح من و صورت نیلی کجا بر ورق گل، بود طاقت سیلی *** نفس ها شده در دل، همه شعله ی آهم تنم نقش زمین شد، علی کرد نگاهم علی بی کس و تنها، غریبانه نشسته دگر کار نیاید، از این دست شکسته زهرا همه جا یاور و غمخوار علی بود با پهلوی بشکسته طرفدار علی بود هر دست که حامی ولایت نشود دستی که نبی بوسه زند یار علی بود ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد