نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گر خورَد خون دلم مردُمَك دیده سزاست كه چرا دل به جگر گوشه ی زهرا دادم نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم بی سرو سامان توأم یا حسین دست به دامان توأم یا حسین بر سر نی زلف رها كرده ای با جگر شیعه چه ها كرده ای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد